قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
931
تاريخ الفي ( فارسى )
است . ابراهيم گفت : نزديك آى اى ابا قطن . چون پيش ابراهيم آمد نيزهء او را فرا گرفت و بر سينهء اياس زد كه از پشتش بيرون آمد . اصحاب اياس منهزم گشته روى به فرار نهادند . ابراهيم بن مالك فرمود تا سر اياس را از تن جدا كرده همراه خود به منزل آورد . پس مختار را گفت : هرچند كه مقرّر چنان بود كه شب پنجشنبه جهت تمشيت اين مهم بيرون آييم ، امّا صورتى روى نموده كه توقّف را مجال نمانده . مختار گفت : آنچه چيز است ؟ ابراهيم حال با او تقرير كرد . مختار گفت : بشارت دهد خداى تعالى تو را اى ابراهيم به خير ، كه اين اوّل فتحى است كه به ما روى نموده . ان شاء اللّه كار ما دوستكامى خواهد شد . پس مختار سرهنگان از اخيار شيعه طلب نموده و به سعيد بن منقذ گفت : تو بر پشتبام رو و آتش بلند روشن كن . و عبد اللّه بن شداد را گفت : در كوچههاى كوفه درآى و [ 130 الف ] « يا منصور امت ، يا منصور امت » « 1 » فرياد بركش . و سفيان بن ليلى را با قدامة بن مالك را فرستاد تا در كوچهها نداى « يا لثارات الحسين » - يعنى : اى طالبان خون حسين - در دهند . در روضة الصفا آورده كه چون اين جماعت به فرمودهء مختار عمل نمودند اهل بيعت روى به خانه مختار نهادند و مختار مسلّح و مكمّل شده با ابراهيم بن مالك از سراى بيرون آمدند . عبيد اللّه بن الحرّ با قبيلهء خويش بديشان پيوست . پس به اتّفاق متوجّه موضعى شدند كه جمعى كثير از لشكر ابن مطيع در آنجا مجتمع بودند . پس در آن شب تاريك آن جماعت را كرّة بعد اخرى منهزم ساختند . مختار مىگفت : اللّهمّ إنّا انّما غضبنا لاهل بيت محمّد صلّى اللّه عليّه و آله و سلّم فانصرنا على من قتلهم و تمّم لنا ما وعدتنا إنّك على كلّ شى قدير . يعنى : اى خدايا به درستى كه خشم و حرب ما با اين جماعت نيست الّا جهت خون اهل بيت نبىّ تو كه محمّد است ، صلّى اللّه عليه و آله . پس نصرت و ظفر ارزانى دار ما را بر آن جماعتى كه اهل بيت نبىّ تو را كشتهاند ، و به اتمام رسان از براى ما آنچه وعده كردهاى ما را . به درستى كه تو بر جميع اشيا قادرى . در اين اثنا از جانب ابن مطيع ، سويد بن عبد الرحمن با جمعى كثير متوجّه حرب مختار شد . پس ابراهيم بن مالك از مختار التماس نمود كه بايد كه امير بر جاى خود ثابت قدم بوده محاربهء مخالفين به او گذارد . مختار ملتمس او مبذول داشت . ابراهيم بنى اعمام و متابعان خود را گفت : شما از اسبان فرود آييد كه شما به نصرت و ظفر اولىتريد از فاسقان كه دست به خون اولاد پيغمبر آلوده كردهاند . پس اصحاب ابراهيم همه پياده شدند و جنگ آغاز كردند . اصحاب سويد بعد از ساعتى چون تاب مقاومت ايشان نداشتند روى به هزيمت آورده پناه به كناسه « 2 »
--> ( 1 ) . به طورى كه قبلا گفته شد اين شعار ، كه از شعارهاى جنگهاى صدر اسلام است ، از آيهء 33 سوره اسراء گرفته شده و معناى آن چنين است : اى يارى شده بميران . - و . ( 2 ) . كناسه : يكى از محلّههاى كوفه كه بعدها جنگى ميان يوسف بن عمر ثقفى و زيد بن علىّ بن حسين ( ع ) در همين محل -